میخام شاعر بشم اسپانسرم باش
آموزش وزن شعر به زبان ساده
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ٥ شهریور ۱٤٠٠

از دیروزم دوسال میگذره  و من هرروز نفسش می کشم . دوسال پیش جمع شدیم در "مکتب خونه هالو " برای آموختن شعر و شاعرانگی به سبک هالویی ... ساعت ها عشق نوشیدیم از سایه مهربانی پدری که هالو تخلص می کند و خودش عالی پیام است.

به پاس لطف بی چشم داشتش کودکانش شاعر شدن .شاعرانی خواستنی .

امروز سیدمهدی موسوی در غزل پست مدرنش  به زبانی ساده وزن شعر را برای علاقمندان به شاعری هجی می کند .

اینجا برای خودم و برای تو آرشیوی ساخته م از درسهای دیروز مکتب خونه ای و تدریس امروز

اگر اهل دلی، بسم ا...

 

پ.ن: به رسم دفترهای مدرسه م این برگ اول ثابت است . درس های تازه صفحه بعد .

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه ی هفتم به شیوه ی هالویی :

با نام خدا هفتمین جلسه را آغاز می کنیم:

 

آغاز کنیم هفتمین را                             با نام خداوند توانا(سایه)

 

در جلسه ی قبل رکن بندی با " مفاعیلن" را آموختیم.

در این جلسه به رکن بندی با " فاعلاتن" می پردازیم:

 

-همان طور که گفته شد گاهی مصرع ممکن است از 4 تا فاعلاتن  تشکیل شده باشد:

 

مثال:
هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت

هین که گردن = فاعلاتن
سست کردی = فاعلاتن
کو کبابت = فاعلاتن
کو شرابت = فاعلاتن


در این مصرع 4 تا رکن فاعلاتن به صورت کامل به کار رفته است.

 

-ممکن است از 3 تا فاعلاتن کامل (4 هجا) و یک رکن ناقص (3 هجا ) مثل فاعلن تشکیل شده باشد:

 

مثال:
آن کسانی که کلاه زهد بر سر می کنند:

 
آ ن کسانی = فاعلاتن
که کلاه  = فاعلاتن
زهد بر سر = فاعلاتن
می کنن = فاعلن
گاهگاهی دم به خم مالیده لب تر می کنند

گاهگاهی = فاعلاتن
دم به خم ما = فاعلاتن
لیده لب تر = فاعلاتن
می کنند = فاعلن

 

-ممکن است از 3 رکن  فاعلاتن تشکیل شود:

 

مثال :
دیشب از دست تو آرامم نبودی
دیشب از دس= فاعلاتن
ت تو آرا= فاعلاتن
مم نبودی= فاعلاتن


هیچ نا بودی ولیکن کم نبودی
هیچ نا بو= فاعلاتن
دی ولیکن= فاعلاتن
کم نبودی= فاعلاتن

 

-ممکن است از 2 تا فاعلاتن کامل (4 هجا) و یک رکن ناقص (3 هجا ) مثل فاعلن تشکیل شده باشد:

  مثال:کاش با تو مست و تنها بودمی
کاش با تو= فاعلاتن
مست و تنها= فاعلاتن
بودمی = فاعلن

جمله یاران را نمی دیدم دمی
جمله یاران= فاعلاتن
را نمی دی= فاعلاتن
دم دمی = فاعلن

-ممکن است از 2 تا فاعلاتن کامل (4 هجا) تشکیل شده باشد:
مثال :

 باز باران با ترانه
باز باران= فاعلاتن
با ترانه= فاعلاتن

با گهر های فراوان
با گهر ها= فاعلاتن
ی فراوان= فاعلاتن

 تقطیع شعر زیر :

هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
هین که بس تاریک رویی ای گرفته آفتابت
یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی
چون کلیدش را شکستی از کی باشد فتح بابت
در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی
آب حیوان را ببستی لاجرم رفتست آبت
بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی
نک محک عشق آمد کو سؤالت کو جوابت
مهتر تجار بودی خویش قارون می‌نمودی
خواب بود و آن فنا شد چونک از سر رفت خوابت
بس زدی تو لاف زفتی عاقبت در دوغ رفتی
می‌خور اکنون آنچ داری دوغ آمد خمر نابت
مخلص و معنی این‌ها گر چه دانی هم نهان کن
اندر الواح ضمیری تا نیاید در کتابت

 

 

هین که گردن/ سست کردی/ کو کبابت/ کو شرابت
هین که بس تا/ریک رویی /ای گرفته /آفتابت
یاد داری /که ز مستی/ با خرد اس/تیزه بستی
چون کلیدش/ را شکستی/ از کی باشد /فتح بابت
در غم شی/رین نجوشی/ لاجرم سرکه/ فروشی
آب حیوان/ را ببستی/ لاجرم رف/تست آبت
بوالمعالی/ گشته بودی/ فضل و حجت/ می‌نمودی
نک محک /عشق آمد /کو سؤالت /کو جوابت
مهتر تج/جار بودی /خویش قارون /می‌نمودی
خواب بود و/ آن فنا شد /چونک از سر /رفت خوابت
بس زدی تو/ لاف زفتی /عاقبت در /دوغ رفتی
می‌خور اکنون/ آنچ داری /دوغ آمد /خمر نابت
مخلص و مع/نی ی این‌ها /گر چه دانی /هم نهان کن
اندر الوا/ح ضمیری /تا نیاید/ در کتابت


معروف ترین و پر مصرف ترین این بحرها نوع دوم است. یعنی:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

تقطیع شعر زیر در همین وزن: 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

 

 واعظان کاین/ جلوه در مح/راب و منبر/ می‌کنند
چون به خلوت/ می‌روند آن /کار دیگر/ می‌کنند
مشکلی دا/رم ز دانش/مند مجلس/ بازپرس
توبه فرما/یان چرا خود/ توبه کمتر/ می‌کنند
گوییا با/ور نمی‌دا/رند روز /داوری
کاین همه قل/ب و دغل در/ کار داور/ می‌کنند
یا رب این نو/دولتان را/ با خر خود/شان نشان
کاین همه ناز/ از غلام/ ترک و استر/ می‌کنند
ای گدای /خانقه بر/جه که در دی/ر مغان
می‌دهند آ/بی که دل‌ها/ را توانگر/ می‌کنند
حسن بی‌پا/یان او چن/دان که عاشق/ می‌کشد
زمره دی/گر به عشق از/ غیب سر بر/ می‌کنند
بر در می/خانه عشق/ ای ملک تس/بیح گوی
کاندر آن جا/ طینت آ/دم مخمر/ می‌کنند
صبحدم از/ عرش می‌آ/مد خروشی /عقل گفت
قدسیان گو/یی که شعر/ حافظ از بر/ می‌کنند


 مشق هفته:
از هر کدام از بحرهای گفته شده 5 نمونه یا از خودتان یا از دیگران بنویسید.

 

دوستای عزیز من ببخشید

 ایندفعه نکرده کله ام کار

 تا اینکه بگم یه چن تا بیتی...

مربوط به درس و  مرس / انگار

 

تا که برسین بر نوک قله

درساتونو خوب خوب بخونید

این آرزوی "سایه " برای

اینه که به یاد اون بمونید

 

 حالا بزنین همگیتون دس                این آرزوی ستاره هم هس(سایه)

 

 

دفتر مشق                                   سوالات

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

 

 

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه ی ششم به شیوه ی هالویی :

سلام دوستان:
با نام دوست ششمین جلسه را آغاز می کنیم:

 گویم اول به نام نامی دوست       او که هستی و نیستی از اوست (سایه)

 در جلسه ی قبل، ارکان بیست گانه را توضیح دادیم و نام همه را نوشتیم. امیدوارم که همه ی آن ها را حفظ کرده باشید.
در این جلسه به یکی از آن ها می پردازیم و آن " مفاعیلن" است.

 

  - از 4 بار تکرار مفاعیلن یک مصرع ساخته می شود که از بحرهای زیبای شعر فارسی است.

 

  مثلا:

 الا یا ایهالساقی ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
هر کدام از مصرع های بیت فوق از 4 تا مفاعیلن ساخته شده است:
الا یا ای = مفاعیلن
یهالساقی = مفاعیلن
ادر کاسن  = مفاعیلن
و  ناولها = مفاعیلن
که عشق آسا = مفاعیلن
نمود اول = مفاعیلن
ولی افتا = مفاعیلن
د مشکل ها = مفاعیلن

 این ها نمونه های دیگر این بحر است:


اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را (حافظ)

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را - مولوی

هلا ای زهره ی زهرا بکش آن گوش زهرا را
تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را - مولوی

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه‌ی ما را - سعدی

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را - وحشی بافقی

 رکن بندی 2 غزل از حافظ:

 1)

مرا در من / زل جانان  /چه امن و عی / ش چون هر دم
جرس فر یا /د می دارد / که بر بندی / د محمل ها
به می سجا /ده رنگین کن/ گرت پیر /مغان گوید
که سالک بی‌/خبر نبود / ز راه و رس/ م منزل‌ها
شب تاری/ک و بیم مو/ج و گردابی/ چنین هایل
کجا دانن / د حال ما /سبکبارا /ن ساحل‌ها
همه کارم / ز خود کامی/ به بدنامی  /کشید آخر
نهان کی ما/ند آن رازی   / کز و سازن/د محفل‌ها
حضوری گر/ همی‌خواهی/ از او غایب/ مشو حافظ
متی ما تل  /ق من تهوی/ دع الدنیا/ و اهملها

  2)

اگر آن تر/ک شیرازی /به دست آرد/ دل ما را
به خال هن/دویش بخشم/ سمرقند و / بخارا را
بده ساقی / می باقی /که در جنت/ نخواهی یافت
کنار آ/ب رکن آبا/د و گلگشت /مصلا را
فغان کاین لو/لیان شو/خ شیرین کا/ر شهرآشوب
چنان بردن/د صبر از دل /که ترکان خوا/ن یغما را
ز عشق نا/تمام ما /جمال یا/ر مستغنی است
به آب و رن/گ و خال و خط /چه حاجت رو/ی زیبا را
من از آن حس/ن روزافزون /که یوسف داش/ت دانستم
که عشق از پر/ده عصمت/برون آرد/ زلیخا را
اگر دشنا/م فرمایی/ و گر نفرین /دعا گویم
جواب تل/خ می‌زیبد /لب لعل/ شکرخا را
نصیحت گو/ش کن جانا /که از جان دو/ست تر دارند
جوانان /سعادتمن/د پند پی/ر دانا را
حدیث از مط/رب و می گو /و راز ده/ر کمتر جو
که کس نگشو/د و نگشاید /به حکمت این/ معما را
غزل گفتی/ و در سفتی /بیا و خوش/ بخوان حافظ
که بر نظم /تو افشاند/ فلک عقد / ثریا را

 

 -ممکن است مصرعی با 3 تا مفاعیلن ساخته بشه
مثل:
خداوندا بگو با آن پریچهره  /  که هرگز با منش لطفی نمی باشد

 

 -ممکن است مصرعی با 2 تا مفاعیلن ساخته بشه
مثل:
ندیدم در جهان خوشتر     /     ز چنگ و یار و می، چیزی

تمام این نمونه ها، نمونه های 4 رکن یا 3 رکن یا 2 رکن کامل بود.

-ممکنه مصرعی با 3 تا رکن کامل و یک ناقص ساخته بشه:
مثل:
کسانی که خدای مهربان را می پرستند   /   چرا از قید نفس ناشکیب خود نرستند

کسانی که = مفاعیلن
خدای مه  = مفاعیلن
ربان را می =   مفاعیلن
پرستند    = مفاعی!!
چی شد؟ مفاعی؟ ما که در رکن ها چنین چیزی نداشتیم؟ درسته . مفاعی نداریم. پس به جای مفاعی یکی از رکن های 3 هجایی رو قرار می دیم: فعولن.

 به مصرع دوم توجه کنید:

چرا از قید نفس ناشکیب خود نرستند
چرا از قی= مفاعیلن
د نفس نا= مفاعیلن
شکیب خود= مفاعیلن
نرستند =  فعولن

 

-ممکنه با دو تا کامل و یک ناقص ساخته بشه:

سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

سحر بلبل/ حکایت با /صبا کرد/
که عشق رو/ی گل با ما /چه‌ها کرد

ت تن تن تن/ ت تن تن تن /ت تن تن
مفاعیلن مفاعیلن (مفاعی) فعولن

 مشق هفته:

با هر کدوم از انواعی که گفتیم ( 4 تایی کامل -3تایی و2 تایی کامل- 3تایی کامل و 1 ناقص - 2 تایی کامل و یک ناقص 3 بیت بسرایید. معنی و قافیه اش مهم نیست. وزنش درست باشه

همگی بچه ها خسته نباشین       شبیه مرغ پر بسته نباشین
برین درساتون و کامــل بخونین        که از مکتب خونه جسته نباشین (سایه)

نریم از یادتان هرگز عزیزان       من   و دوست عزیز من ستاره

همیشه آرزوی بهترین ها          واسه همگیتون داریم همآره (سایه) 

 

 سوالات

دفتر مشق 

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

 

 

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه ی پنج به شیوه ی هالویی :

 در جلسه ی قبل راجع به رکن صحبت کردیم و این که در هر مصراع ،  هر چند هجا رو یک رکن به حساب میاریم.
رکن ها ممکنه 5 هجایی، 4 هجایی، 3 هجایی، دو هجایی و یک هجایی باشند.

ده تا رکن 4 هجایی
پنج تا 3 هجایی
دو تا 2 هجایی
دو تا 5 هجایی
و یک عدد 1 هجایی
کلا 20 رکن هست که نصفش 4 هجایی است.

دوستان جدول ضرب دوران مدرسه یادتون هست که چه جوری یاد گرفتیم؟
فقط با تکرار. اونقده گفتیم و تکرار کردیم تا کاملا حفظ شدیم.
دو دو تا چهار تا
دو سه تا شیش تا
شیش هفت تا چل و دو تا
پنج شیش تا سی تا

              دو دو تا چهارتا                هف هلشتا هوارتا(سایه)  
حالا دیگه اونقد تکرار کردیم که وقتی میگیم پنج نه تا بی معطلی و فکر کردن جواب میدیم چل و پنج تا
اون که صد تا بود حفظ شدیم. این که 20 تاست. نمیتونیم حفظ کنیم؟
می تونیم.

می دونم من که استعداد تو هست   فراوان تر ازین بحثـــــــای اینجـــا   

به آن مغــــــــزت فقــــــط باید بیاری   یه کوچولو فشار ای ناز بابا (سایه)

 

خب حاضرین؟ برو که بریم:

 

ده تا رکن 4 هجایی عبارتند از:

 تن ت تن تن = فاعلاتن = faa / e / laa/ ton
تن ت تن ت = فاعلاتُ = faa / e / laa / to
ت ت تن تن = فعلاتن = fa / e / laa / ton
ت ت تن ت = فعلاتُ= fa / e / laa / to
ت تن تن تن = مفاعیلن = ma / faa / ee / lon
ت تن تن ت = مفاعیلُ = ma / faa / e / lo
ت تن ت تن = مفاعلن = ma / faa / e / lon
تن تن ت تن = مستفعلن = mos / taf / a / lon
تن تن ت ت = مستفعلُ = mos / taf / a / lo
تن ت ت تن = مفتعلن  = mof / ta / e / lon


اگر دقت کنید میبینید در حقیقت این ها ده تا هم نیست و 6 تاست چون 4 تای دیگه با حذف "ن " اخر و گذاشتن حرکت پیش (ضمه) روی "ل" درست شده:
فاعلاتن ........... فاعلاتُ
فَعِلاتن.............. فعلاتُ
مفاعیلن............. مفاعیلُ
مستفعلن............ مستفعلُ

خب پس کار راحت تر شد. یعنی تو این چهار تا، هجای بلند آخر به کوتاه تبدیل شده است.
چون اکثر شعر های فارسی با این 10 تا رکن سر و کار داره ما هم کار آموزش رو از جیسه ی آینده با این 10 تا آغاز می کنیم.

پنج  تا رکن 3 هجایی عبارتند از:
ت ت تن = فَ-عِ لن= فعلن = fa / e/ lon
تن ت تن = فاعلن = faa / e/ lon
ت تن تن = فعولن = fa / oo/lon
تن تن تن = مفعولن = maf / oo/ lon
تن تن ت = مفعولُ= maf / oo/ lo

 

دو تا رکن 2 هجایی:
ت تن = فَعَل = fa / al
تن تن = فع لن =fa / lon

 

دو تا رکن 5 هجایی عبارتند از:

تن تن ت تن تن = مستفعلاتن = mos / taf / e / laa / ton
ت ت تن ت تن = متفاعلن = mo / ta / faa / e / lon

 

تک رکن 1 هجایی عبارتند از:

تن = فع = fa  

نکته ها:
- یادتون باشه همیشه رکن های تک و دو هجایی آخر مصرع میاد.

- دوستان متوجه باشید که این کلمات هیچ معنایی ندارند و فقط برای نام گذاری رکن هاست.

- هر مصرع ممکنه با تکرار یک رکن 3 هجایی یا 4 هجایی به وجود بیاد.
ممکن هم هست از ترکیب اونا به وجود بیاد. در درس هفته ی اینده به ساختن شعر با این رکن ها می پردازیم. ولی تا اون موقع لازمه که شما این 20 تا کلمه رو خوب حفظ کرده باشین.

 

تمرین برای هفته:
هر رکن را با نت آن اقلا ده مرتبه رنگ بگیرید و تکرار کنید تا حفظ شوید.
مثلا:
تن تن ت تن  مستفعلن تن تن ت تن  مستفعلن تن تن ت تن  مستفعلن...
ت ت تن تن  فعلاتن ت ت تن تن  فعلاتن ت ت تن تن  فعلاتن...

 

این مر تبه حفظیه       تکلیــــف هفته ی ما

باید بشین انیشتین        شروع کنین د یالا (سایه)

 

سوالات

 

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

 

 

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه ی چهارم به شیوه ی هالویی :

 

سلام دوستان

به امید خدا چهارمین جلسه ی مکتب خونه رو شروع می کنیم

 

شکر ایزد که چارمین جلسه        شده آغاز و کرده است طلوع

بر شما بچه های خوب خودم       صد درود وسلام و بعد شروع(سایه)

 

در درس های گذشته گفتیم که هجا بندی شعر رو از طریق گوش انجام میدیم نه از روی نوشته.

چون گاهی ما هجای کوچک را در خواندن کمی میکشیم و زمان بیشتری برای ادای آن اختصاص میدیم که در نوشته مشخص نیست.

مثلا:

همان "میانه روی" در درس قبلی که "ن" علی الاصول باید کوتاه باشد ولی در هجا بندی "تن "میگیرد

 

 

این بود خلاصه ی گذشته           هنگام دروس تازه گشته(سایه) 

 

 

این جلسه به بحث جا بجایی هجاها می پردازیم
چگونه اختیار داریم در یک مصرع هجا ها را جابجا کنیم؟


همان طور که شما یک هزار تومانی را می توانید با دو تا 500 تومانی عوض کنید یا یک 500 تومانی را با دو تا دویست تومنی و یک صد تومنی مبادله کنید و چیزی از ارزش آن کاسته نمیشود، میتوانید هجا ها را هم همین جوری خورد کنیم یا بر عکس.

گفتیم که یک هجای کشیده معادل یک هجای بلند و یک کوتاه است از طرفی یک بلند معادل دو تا کوتاه است:
پس ما اجازه داریم به جای یک هجای کشیده 3 کوتاه و یا یک بلند و یک کوتاه بگذاریم.

 

ت + ت = تن
ت + تن = تتن
تن + ت = تتن
ت + ت + ت = تتن

 

مثلا :
کوش = برس
تتن = ت + تن

یا:
از = به تو

مرا = بوس

چرا = که به تو

 

مطلب بعدی:
وقتی رکن بندی میکنید بدانید که رکن ها اکثرا 4 هجایی هستند (90%) بعضی 3 هجایی و تعداد کمی 2 هجایی

مثلا:
شنیدم که یک روز با جیغ و داد
ت تن تن / ت تن تن/ت تن تن/ ت تن
 3/ 3 / 3 / 2

ای کاروان اهسته ران کارام جانم میرود
تن تن ت تن / تن تن ت تن/ تن تن ت تن / تن تن ت تن
4 / 4 /4  / 4

 

در اوزان شعری تعداد رکن های 4 تایی بیشتر از همه است. پس وقتی شعری رو رکن بندی میکنید اول سعی کنید ریتم را 4 تایی رنگ بگیرید و اگر دیدید نمیشه 3 تاییش کنید.
مفهومه؟

 

 

مشق شب :

رکن بندی مصرع های زیر :

 

من این جا غریبم تک و بی کسم
گفتم ای آن که نداری ز خدا هیچ خبر
من نمی دانستم ادم نیستی
رها کن ارزوی مال بی حد

 

 

رکن بندی 10 مصرع با انتخاب خودتون.

 

  پیشـــــرفت و موفقیتــتــان       آرزوی همیشه ی سایه اس

         تا رسیدن به قله های بلند      همه جــوره برایتان پایه اس(سایه)

         تا جلسه ی بعدی  درساتون بخونین که ملا بشین

 

 

دفتر مشق


سوالات

 

 

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه ی سوم به شیوه ی هالویی:

 

در جلسه ی قبل گفتیم که هر شعری یک ریتمی دارد. اگر ما بتوانیم آن ریتم را پیدا کنیم به رمز شاعری پی برده ایم.

 

برای پیدا کردن وزن و نت هر شعری باید آن را ریتمیک و با رنگ بخوانیم و بعد از دوسه بار تکرار، وزن شعر را با نت " ت تن" به دست آوریم.

 

حالا با همین روش نت شعر زیر را بنویسید:

چرا چشم بر اغنیا دوختن


 با تقطیع (یعنی تکه تکه کردن) هجاهای کوچک و بزرگ و کشیده رو سوا کنید. این جوری:

چ / را / بر / ...

تقطیعش اینه:
چ/را /چشم/بر/اغ/نی/یا /دوخ/تن

خب حالا دو تا هجای کشیده این جا هست. هجای کشیده تو ریتمیک خوندن ریتم ما رو به هم می زنه. پس چی کار کنیم:
همیشه تو ریتم, یه حرکت فرضی زیر یا پیش به حرف ساکن دوم میدیم...

مثلا:

در این جا "چشم "و "دوخ "هجای کشیده است
" م " چشم را موقتا یه ضمه می دیم و می خونیم" چشمُ"
و "دوخ" رو هم همین طور: "دوخُ"

پس با این حساب تقطیع ما میشه:

چ/را /چش/ م/بر/اغ/نی/یا /دو/ خ/تن

چ/را /چش/ م/بر/اغ/نی/یا /دو/ خ/تن

ت تن تن ت تن تن ت تن تن ت تن

تو ای زن بزن مرد بی چشم و رو/ لهش کن چنین مرد خنگ و ببو (سایه)

 


یک موضوع مهم:

وقتی "ی" در وسط کلمه بیاد ، ما یک دونه "ی "بیشتر نداریم ولی هر دوطرف خودش رو درگیر میکنه. مثه همین "اغنیا" که عملا میخونیم "اغ نی یا "ولی حرف قبل از "ی" به اندازه یه هجای کوتاه وقت میبره واسه همین "نی" معادل "ت" هستش.

 

تقطیع شعر زیر:
میانه روی منطق دین بود

 

وقتی نت رو از روی نوشته مینویسیم با آن چه می خونیم فرق داره. چرا چون روش خوانش ها فرق داره. یه وقت می گیم "پیاده رو" میبینید که "د" سریعن به "ر" می چسبه. ولی وقتی می گیم پیاده روی بین" د" و "ر" فاصله است. پس "د "اولی هجای کوتاه حساب میشه و دومی بلند. اینو تو خوندن می فهمیم. برای همینه تقطیع گوشی مهم تره و می گم نت شعر رو با گوشتون در ارین نه از روی نوشته.

 

می /یا /نِه / ر/وی/ من/ط /ق / دین /ب/ود/
ت /تن/ تن/ ت/ تن/ تن /ت/ تن /تن/ ت / تن

چ / را / چش / م / بر / اغ  / ن / یا / دو / خ / تن
ت /تن/ تن/ ت/ تن/ تن /ت/ تن /تن/ ت / تن

همون طور که میبینید نت هر دو شعر یکیه ولی تو نوشته هجا بندی یکی نیست.

مثلا می معادل چ شده در حالی که یکی بلند و یکی کوتاهه. همچنین ق با یا

پس به گوشتون اعتماد کنید.

 

می /یا  /نِه    / ر   /وی/ من/ط /ق / دین /ب/ود
چ    / را / چش/ م / بر / اغ  / ن / یا / دو   / خ / تن

تفاوت ها را میبینید. اصلا با این روش نمیتونیم اونا رو بر هم منطبق کنیم.

 

 

کلاس چرا تموم شد؟اینقده شرتی شرتی

بگم؟بگم؟ جناب هالوی قرتی پرتی

با پیرهن وشلوار و با یک عینک دودی

مکتب و کرده تعطیل ، زده تو خط پارتی (سایه)

 

 

 

مشق: شعر های زیر رو با روش گوشی نت ش رو درارید و برای هر کدوم حد اقل 5 تا نمونه تو همون وزن بگید...

 

 اندرون تهی ندارد دین

 ز تنهایی به تنگ امد دل ما

 +تاس اگر خوش بنشیند همه کس نراد است (ر تشدید دارد / حروف تشدید دار دو بار خوانده میشن: نر / راد - ت اخر کلمه حذف میشه)

 

دفتر مشق 

 

سوالات 

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

 

 

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه ی دوم به شیوه ی هالویی:

 در هفته ی پیش راجع به وزن گفتیم و این که برای به دست آوردن وزن یک شعر اون رو با "ت تن تن تن" تکرار کنیم.

 

شما یک بیت یا مصرع رو در نظر بگیرید مثلا:


الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها 

 اینو چه جوری می خونیم؟

ا / لا / یا / ای / ی / هس / سا / قی / / ا / در / کع / سن / و / نا / ول / ها

 

حالا اینو تا اون جایی که جا داره ریتمیکش کنیم و بخونیم. حتا اگه می شه روی میز باهاش رنگ بگیریم و بخونیم:

(حالا حالا نیناش ناش)

 
حالا همین جور که داریم میخونیم تبدیلش کنیم به تن تن .

ت تن تن تن/ ت تن تن تن /ت تن تن تن /ت تن تن تن

  یعنی تبدیل شد به 4 تا ت تن تن تن

ا / لا / یا / ای /ت تن تن تن
ی / هس / سا / قی / ت تن تن تن
/ ا / در / کع / سن / ت تن تن تن
و / نا / ول / ها ت تن تن تن

 

حالا شعرو این جوری که در اومد بخونید و رنگ بگیرید:

ا / لا / یا / ای /ت تن تن تن
ی / هس / سا / قی / ت تن تن تن
/ ا / در / کع / سن / ت تن تن تن
و / نا / ول / ها ت تن تن تن


حالا مصرع "اگر آن ترک شیرازی به دست ارد دل ما را " به این روش :

ا/گر/آن/تر=ت تن تن تن
ک/شی/را/زی=ت تن تن تن
ب /دس/تا/رد = ت تن تن تن
د/ل/ما/را=ت تن تن تن

 

تعریف رکن :

اگه تو شعر قبلی ( هم ادر کاسا... و هم اگر ان ترک...) دقت کرده باشید شعر درست به 4 تا ( ت تن تن تن) مساوی تقسیم شده. اینو بهش میگیم رکن. یعنی هر ت تن تن تن  تو این شعر یه رکنه. پس هر مصرع شعر قبل به 4 رکن تقسیم شده...


اگر خوب به موسیقی شعر دقت کنید میبینید که هر چند تا هجا انگار با هم اند و یک پیوستگی دارن. مثلا:
اگر آن تر
ک شیرازی
بدس تارد
دل ما را
هر کدوم از جمله های فوق یه جوری با هم همدستند. یا :
توانا
بود هر
که دانا
بود
به هر کدوم از این ها یه رکن میگیم/ افتاد الان؟

 

 

خب حالا همین جور که رنگ گرفتین و شعر رو می خونین سعی کنین کلمات دیگه ای جاش بذارین. معنی ش اصلا مهم نیست:

مثلا:
اگر بودم اگر بودی
کجا بودی چرا بودم
بیا بالا برو اون جا

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را      زنم از ترس مادر زن به روی کله ی تاسم

 

نکته:

 در این رکن " د/ل/ما/را=ت تن تن تن "دقت کنید /وقتی ریتم میگیریم وزن دقیقا همین "ت تن تن تن " است ولی در حروف که دقت می کنیم باید باشد "ت ت تن تن"که اگر ما "ل" را کمی کشیده و یا باتشدید م (در اینجا ترجیحا کشیده) بخوانیم/وزن رکن دقیقا همان "ت تن تن تن" خواهد بود.

 

حالا یه یک وزن دیگه:

"توانا بود هر که دانا بود"

 ت/وا/نا : ت تن تن

ب/ود/هر: ت تن تن

ک/دا/نا: ت تن تن

ب/ود : ت تن

خب حالا با توانا بود رنگ بگیرید و معادلش شعر بگید:

 

مثل :

نگاهت نجیب است و پاکی چو آب

ن /گا/هت=ت تن تن
ن/جی/بس=ت تن تن
ت/پا/کی=ت تن تن
چ/آب=ت تن

  توانا بود هر که دانا بود       کجا خط دکتر که خوانا بود

 

نکته :

حرف ساکن اخر مصرع در تقطیع به حساب نمیاد.

 

به این مصرع دقت کنید:

نیاید به چشمم دمی هم که خواب

ن /یا/ید=ت تن تن
ب/چش/مم=ت تن تن
د/می/هم=ت تن تن
ک/خا=ت تن

 

مشق تا هفته ی دیگه:
بر وزن شعر زیر شعر بگین. معنی و قافیه مهم نیست. فقط به وزن فکر کنید:


"از لبان هسته خرمایی بگو"

 

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

 

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ مهر ۱۳٩٠

جلسه اول به شیوه هالویی:

 

وقتی ما صحبت از کلام موزون می کنیم، یعنی گفتار یا نوشته ای که وزن دارد و آهنگین است. هر کلام آهنگین از موسیقی برخوردار است و هر موسیقی نتی دارد. ما از امروز شزوع می کنیم به آموختن این موسیقی و نوشتن نت آن.
یعنی شعر...

 

در مدرسه آموخته بودیم که هر کلمه یا جمله به قسمت های کوچک تری بخش میشود. مثلا:
کتاب چند بخشه؟ دو بخشه: ک / تاب
موسیقی چند بخشه؟ 3 بخشه: مو / سی / قی
آسمانخراش چند بخشه؟ 5 بخشه: آ / س / مان / خ / راش

همون طور که میبینید مدت زمانی که هر کدام از این بخش ها برای ادا شدن می برند یک سان نیست. مثلا در کتاب، ما "ک" را سریع تر از "تاب" ادا می کنیم. چون گفتنش وقت کم تری می برد. این کوتاهی و بلندی بخش ها موسیقی کلام را می سازد. درست همانند موسیقی سازها که از پشت هم قرار گرفتن یک سری نت چنگ و دولا چنگ و سه لا چنگ و گرد و سیاه و حتا سکوت تشکیل میشه. 

 

در شعر ما 3 نت بیشتر نداریم:
     1- هجای کوتاه
     2- هجای بلند
     3- هجای کشیده

( 3 نت در شعر همچون یک پدیده                  هجا کوتا / بلند است و کشیده )

 

تعریف هجای کوتاه:

هر حرف که با یکی از صداهای –َ  -ِ  -ُ  همراه باشد را هجای کوتاه می نامیم. چون ادای آن ها کمترین وقت را می برد.
صدای –َ  در عربی فتحه و در فارسی زِبَر (zebar) نام دارد
صدای –ِ در عربی کسره و در فارسی زیر نام دارد
صدای – ُ در عربی ضمه و در فارسی پیش نام دارد.

 

(هر آن حرفی که با- َ  -ِ  -ُ  همراست        همان آری ، همان هجّای کوتاست )

 

 تعریف هجای بلند:

هر حرف که با یکی از صداهای ا – و – ی همراه باشد را هجای بلند می نامیم.

مثل: با – بو – بی
       کا – کو -  کی
       تا – تو – تی

 

تبصره: وقتی یک هجای کوتاه به یک حرف ساکن بچسبد یک هجای بلند ساخته می شود. مثلا: من که تشکیل شده از هجای کوتاه مَ + ن
یا مثلا: از – سن – فک – تل  / این ها  همه هجای بلند هستند.

 (هر آن حرفی که با (ا-و-ی) همراس       همان ، آری بلنترین هجاهاس)

 

تعریف هجای کشیده:  

هجای کشیده به دو صورت ساخته می شود:

یک: وقتی بعد از هجای کوتاه  یا بلند دو حرف ساکن بیاید. مثل: پست – مشق – صبر - ...  یا دوست پوست ...هجای کشیده ساخته می شود.

 

دو : وقتی بعد از یک هجای بلند یک حرف ساکن بیاید باز هجای کشیده ساخته می شود. مثل: تاب – صاف – بوق – جوش – دیر – سیر

 

(اگر بعد از هجای کوته ما                       دو حرف ساکن آمد بی مهابا

 و یا چسبید یک حرف ساکن                   سریع بعد از همان هجّای کوتا

بهش میگن  هجای چی ؟ کشی            ده ، مثل چی ؟ تو بگو استغفرللا)

 

 خب. حالا که با این سه نت اشنا شدیم، لازم است برای آن ها علامتی بگذاریم. از این به بعد:

( u)  یعنی  هجای کوتاه
( - ) یعنی هجای بلند
(  -  u) بعنی هجای کشیده

 

حالا می توانیم نت هر کلمه ای را بنویسیم. مثلا  طلا که یک هجای کوتاه (ط) و یک هجای بلند (لا) است را می نویسیم:
u / -
یا همان کتاب خودمان که ک / تاب بود می شود:
u-/u


 نکته :  حروفی را که خوانده نمی شود را ما در نت نویسی حساب نمیکنیم. مثل (ه) رودخانه

اگر این اسم گذاری به خاطر تعویض نت سخته یک جور دیگه هم میتونیم اسم گذاری کنیم:


هجای کوتاه= ت
هجای بلند = تن
هجای کشیده = ت تن

 

راستی یه وخ فک نکنین این شعرای قراضه مال استاده، مال منه!(نقل قول از سایه روشن)

 

منبع:http://halooclass.persianblog.ir

 

نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٢ مهر ۱۳٩٠

 

1- سکته: سکته در وزن به معنی استفاده از دو اختیار وزنی در یک رکن است. مثلا اگر در یک رکن هم از اختیار اشباع و هم از اختیار تسکین استفاده کنیم در گوش ایجاد سکته می کند. بهتر آن است که جز برای تعمد (مثلا تاکید یا ایجاد بریدگی آوایی یا...) از سکته استفاده نشود.

 

2- ما حق نداریم هر وزنی که دلمان خواست را بسازیم. اوزان باید متحدالارکان یا متناوب الارکان باشند. یکی از بهترین روش های ساخت وزن که «سیمین بهبهانی» از آن بهره برده، ساختن وزن های دوری جدید است. اما در کل سعی کنید تا سال های سال و تسلط بسیار زیاد، طرف وزن جدید نروید.

 

3- برای آموزش وزن زیاد شعر بگویید (حتی ضعیف) و شعرهای غزلسرایان جوان را زیاد بخوانید. یادتان باشد که وزن ها زیاد هستند اما در واقع وزن های پرکاربرد چهار، پنج تا بیشتر نیستند که یادگیری گوشی و تسلط به آنها زیاد طول نمی کشد.

 

4- وزنی که تکرار «فعولن» باشد (مثلا وزن شاهنامه ی فردوسی و بوستان سعدی) رکن هایش سه هجا، سه هجا جدا می شوند. (سه هجایی هستند) این استثناء را حفظ کنید و سوتی ندهید. البته چند استثناء دیگر هم هست که آن ها را بعدها در آموزش پیشرفته و بحث های غیرکاربردی وزن خواهم گفت.

 

5- ایراد وزنی هیچ توجیهی نداشته و ندارد. خروج از وزن آن هم به صورت استثناء و در خدمت و تعامل با محتوا گاهی در غزل پست مدرن پیش می آید که خود می تواند نشانه ی ایده ی تازه و قوّت یا عدم توانایی شاعر در ادامه ی قالب باشد.

 

6- روان شناسی عروض، مبحث جالب و گسترده ای ست که قبلا آن را در وبلاگ (سال های قبل) توضیح داده ام اما حتما به صورت یک پست جداگانه دوباره در وبلاگ خواهم آورد. یادتان باشد که هر وزنی با نوعی از محتوا تناسب دارد اما شاعرانی هم بوده اند که در وزنی ظاهرا نامناسب موفق به خلق شاهکار شده اند.

 

7- از شعرهای دیگران تقلید کنید. مدل آنها شعر بسازید. حتی یک مصرع از شعر آنها را ادامه دهید. در راه و در خیابان به جای اس ام اس جواب دادن و دید زدن دیگران شعر بخوانید زیر لب. اینها فقط راز تسلط به وزن نیست. راز شاعر بزرگ شدن است. من خودم بارها توی ستون یا دیوار خورده ام و سرم زخمی شده است!!

 

8- یادتان باشد که قاعده ی تقلیل برای کلمات غیرفارسی است و فقط در همان دو حالتی که توضیح دادیم. کلمات فارسی مثل «دوربین» را نمی شود با قاعده ی تقلیل خواند یا کلمه ی غیرفارسی نظیر «باند» در هیچ کدام از موارد قاعده ی تقلیل نمی گنجد و باید مثل کلمات فارسی تقطیع شود.

منبع:bahal21.persianblog.ir

پایان.

12
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۳۱ شهریور ۱۳٩٠

یک مدت در آموزش عروض تاخیر ایجاد کردم که حسابی تمرین کنید. امیدوارم هیچ کس در تقطیع هیچ شعری دچار مشکل نشده باشد. اگر مشکلی داشتید حتما ایمیل بزنید و بپرسید. امروز به بحثی می پردازیم که در عروض قدیم کمتر به آن برمی خوردید. یعنی آمدن دیالوگ ها (جملات محاوره ای) و کلمات غیرفارسی در شعر:

 

کلمه ی «پاندا» را تلفظ کنید. حالا تقطیع کنید:

_ _

کلمه ی «اژدها» را تلفظ کنید. حالا تقطیع کنید:

_ U _

حالا کلمه ی «آیدا» را تلفظ کنید. گوشتان آن را شبیه کدام کلمه ی بالا می داند؟ مطمئنا «پاندا»!

اما حالا آن را تقطیع کنید:

_ U _

 

مشکل از کجاست؟

کلمه ی «آیدا» فارسی نیست! پس نباید مثل کلمات فارسی تقطیع شود.

 

مثال دیگری را از شعر «دهخدا» مرور می کنیم:

«خاک به سرم بچه به هوش اومده

بخواب ننه! یه سر و دو گوش اومده»

می بینیم که برای درست درآمدن وزن تقطیع «خاک» می شود: _

و تقطیع «بخواب» می شود: U _

پس جملات محاوره ای هم تقطیع متفاوتی دارند.

 

اگر در هر دو مثال دقت کنیم. نکته در سریع و با شدت خواندن «مصوت بلند» است که باعث می شود از کشیدگی آن کاسته شود. پس اگر بخواهیم به صورت قاعده این موضوع را بیان کنیم، می شود:

در کلمات غیرفارسی (که تلفظ فارسی به خود نگرفته اند مثل اسامی خاص و کلماتی که جدیدتر وارد زبان شده اند) و همچنین جملات محاوره ای قاعده ای را به نام «تقلیل» رعایت می کنیم:

صامت + مصوت بلند --> «هجای بلند» نمی شود --> «هجای کوتاه»

صامت + مصوت بلند + صامت --> «هجای کشیده» نمی شود --> «هجای بلند»

 

در واقع در هر دو مثال ما یک درجه کاهش داریم.

مثلا کلمه ی «دیازپام» اگر فارسی بود و اسم خاص نبود می شد:

U _ U _ U

اما حالا که اسم خاص غیرفارسی است می شود:

_ _ U

و در واقع در هجاهای دوم و سوم تقلیل صورت می گیرد.

 

البته اسامی غیرخاص بعد از عزیمت به زبان فارسی گاهی تلفظ فارسی را به خود می گیرند یا هر دو تلفظ را دارند. مثلا «تابلو» هم دچار قاعده ی تقلیل می شود: _ _

هم گاهی در اشعار مثل کلمات کلمات فارسی تلفظ و تقطیع می شود. همچنین کلماتی مثل رادیو، تلویزیون و...

 این موضوع به خاطر زمان زیادی است که این کلمات در زبان فارسی بوده اند. اما مثلا «کامپیوتر» همیشه دچار تقلیل می شود.

قاعده آن است که شما همیشه کلمات غیرفارسی را با قاعده ی «تقلیل» تقطیع کنید مگر آنکه بعدا خلافش ثابت شود.

 

حالا با خواندن این قاعده شما می توانید بسیاری از غزل های پست مدرن، اشعار ایرج میرزا، اشعار عشقی و... را که تا قبل از این نمی توانستید تقطیع کنید. می خواهیم در جلسه ی بعدی با آموزش پاره ای ظرائف عروض این بحث را تمام کنیم. فقط تمرین و تمرین را فراموش نکنید.

منبع:bahal21.persianblog.ir

11
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٥ شهریور ۱۳٩٠

همه فکر می کنند که جذابیت رباعی فقط در کوتاهی آن است اما یادتان باشد که دوبیتی هم کوتاه بوده و بسیاری از قطعه های موجود در گلستان و... تنها دو یا سه بیت هستند. یکی از مهم ترین علل استقبال از رباعی وزن آن و اختیارات شاعری زیادی است که می شود در آن استفاده کرد.

 

وزن اصلی رباعی این است:

_ / U U _ _ / U U _ _ / U U _ _

که همانطور که قبلا خوانده ایم نامش می شود:

مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع

 

اما با استفاده از یک اختیار وزنی نادر (که بعدا فرا خواهیم گرفت) این وزن اصلی نیز از آن ساخته شده که در بسیاری از رباعی ها به کار می رود:

_ / U U _ _ / U _ U _ / U U _ _

که نامش می شود:

مستفعلُ فاعلاتُ مستفعلُ فع

 

حالا حساب کنید که همه ی دوهجاهای کوتاه پیاپی «U U» نیز می توانند در هر رکن به یک هجای بلند «_» تبدیل شوند. و تمامی این اوزان ساخته شده می توانند در یک رباعی در کنار هم بیایند.

 

حالا با هم یک رباعی از خودم را مرور می کنیم:

من بودم و از جنس نبودن هوسی

من بو د م از جن س ن بو دن ه و سی

_ / U U _ _ / U U _ _ / U U _ _

مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع

 

می گفت: نبایست به فردا برسی

می گفت ن با یست ب فر دا ب ر سی

_ / U U _ _ / U U _ _ / U U _ _

مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فع

 

شاید برسم! ولی کجا؟ آه... چرا؟!

شا ید ب ر سم و لی ک جا آه چ را

_ / U U _ _ / U _ U _ / U U _ _

مستفعلُ فاعلاتُ مستفعلُ فع

 

بر تخت قطار گریه می کرد کسی...

بر تخ ت ق طار گر ی می کرد ک سی

_ / U U _ _ / U _ U _ / U U _ _

مستفعلُ فاعلاتُ مستفعلُ فع

 

می بینید که ظاهرا وزن بیت اول و دوم فرق دارد اما کاملا درست بوده و همه ی مصرع ها از وزن های مطرح رباعی هستند.

 

تمرین: در این صفحات تعدادی از رباعیات من موجود است. آنها را بخوانید و مثل بالا تقطیع کنید:

1- چند رباعی از سید مهدی موسوی در سایت «آنات»

و

2- چند رباعی از سید مهدی موسوی در سایت «آدم برفی ها»

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

**********************************************

10
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱۳ شهریور ۱۳٩٠

کمی جلسات قبل سخت بوده؟ چون تمرین نمی کنید! چون ما ایرانی ها همیشه پر از شور و احساسات شروع می کنیم و این شور خیلی زود فروکش می کند و تنبلی همیشگی مان مانع تلاش شبانه روزی برای رسیدن به هدفمان می شود. یادتان باشد اگر روزی 1 ساعت تمرین نکنید به جاهای خوب عروض نمی رسید. یادتان باشد که روزهای خوب می آید حتی اگر آن روز ما دیگر نباشیم...

 

یک دوبیتی زیبا از شاعر و داستان نویس بزرگ کرجی «علی کریمی کلایه» را می خوانیم و تقطیع می کنیم:

 

برای دین به دنیا پشت کردم

ب را ی دین ب دن یا پشت کر دم

_ _ U / _ _ _ U / _ U _ U

 

دلم را صاف چون زرتشت کردم

د لم را صاف چن زر تشت کر دم

_ _ U / _ _ _ U / _ _ _ U

 

رفیقان مشت خود را باز کردند

ر فی قان مش ت خد را باز کر دند

_ _ U / _ _ _ U / _ _ _ U

 

ولی من دست خود را مشت کردم

و لی من دس ت خد را مشت کر دم

_ _ U / _ _ _ U / _ _ _ U

 

از مقایسه ی چهار مصرع با همدیگر می فهمیم که در مصرع اول از اختیار شاعری «اشباع» استفاده شده و «ی» در «برای» چون هجای کوتاه آخر کلمه است می تواند به هجای بلند تبدیل شود. همچنین می فهمیم که وزن اصلی شعر این است:

_ _ U / _ _ _ U / _ _ _ U

مفاعیلن مفاعیلن فعولن

 

در واقع وزن اصلی همه ی دوبیتی های فارسی همین است. دوبیتی را در قدیم «پهلویات» یا «فهلویات» نیز می نامیدند. برای تمرین بیشتر از ترانه های باباطاهر می توانید استفاده کنید. همچنین دوست خوبمان «حسین میدری» هم به صورت تخصصی این قالب را دنبال می کند.

 

سعی کردم این جلسه کمی آسان و راحت الحلقوم باشد تا فرصتی دست دهد برای تمرین آموخته های جلسات قبل. حسابی تمرین کنید که جلسه ی بعد می خواهیم وزن رباعی را یاد بگیریم. قالبی که در ظاهر به دوبیتی شباهت داشته اما وزنی کاملا متفاوت دارد.

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

**********************************************

9
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۸ شهریور ۱۳٩٠

 

قرار بود امروز به بررسی وزن رباعی و دوبیتی بپردازیم اما چون ما برعکس دوستان فکر می کنیم که میزان رای ملت است و ملت هم هی این دو روز به ما فشار آوردند که می خواهند اسم اوزان عروضی را یاد بگیرند این شما و این هم آموزش نام رکن های عروض که باید تا پس فردا حفظ کنید:

 

نام رکن ها دقیقا معادل وزن تقطیعی آنهاست که با کمک «ف ع ل» ساخته شده است. رکن های 4 هجایی که بیشتر کاربرد دارند از این قرار هستند:

 مفاعیلن        _ _ _ U

فاعلاتن        _ _ U _

مستفعلن        _ U _ _

--

مفاعیلُ        U _ _ U

فاعلاتُ        U _ U _

مستفعلُ        U U _ _

--

مفاعلن        _ U _ U

فعلاتن        _ _ U U

مفتعلن        _ U U _

--

فعلات        U _ U U

 

رکن های سه هجایی از این قرار هستند:

فَعَلن        _ U U

فاعلن        _ U _

فعولن        _ _ U

مفعولن        _ _ _

مفعولُ        U _ _

 

رکن های دو هجایی و یک هجایی:

فَعَل        _ U

فع لن        _ _

فع          _

 

از الان برای تمامی شعرهایی که تقطیع می کنید در ابتدا وزن اصلی را پیدا کنید و رکن های وزن اصلی را مشخص کنید و زیرش اسم رکن ها را بنویسید تا ملکه ی ذهنتان شود. این دو روز فقط این کار را انجام دهید تا این 18 نام کاملا در ذهنتان جای بگیرد. از جلسه ی بعد به سراغ رباعی و دوبیتی هم خواهیم رفت.

منبع:bahal21.persianblog.ir

**********************************************

8
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ٥ شهریور ۱۳٩٠

  

احتمالا در این چند روز دیگر مشکل چندانی با وزن نداشته اید. اما هنوز هم شعرهایی هستند که کلا هر کار می کنید نه متحدالارکان می شوند و نه متناوب الارکان. خیلی از غزلیات مولوی و سیمین بهبهانی از آن جمله اند. باید ببینیم علت چیست!

 

اتفاق است آنکه با یک شعر، اینکه با یک نگاه می افتد

ات ت فا قست آن ک با یک شعر این ک با یک ن گاه می اف تد

_ _ _ U _ U _ _ U _ U _ _ _ U _ U _ _ U _

 

وزن کاملا درست گرفته شده اما شلم شوربای حاصل، تقریبا هیچ جوری نه متحدالارکان می شود نه متناوب الارکان. چاره چیست؟

اگر دقت کنید وزن از دو پاره ی مساوی ِ این شکلی تشکیل شده که تکرار می شود:

_ _ _ U _ U _ _ U _

(البته اولی یک هجای کوتاه زیادی هم در انتها دارد)

 

این شعرها را به راحتی با گوش می شود تشخیص داد. یعنی هر مصرع به دو نیم مصرع تقسیم می شود و در وسط مصرع برای درست خواندن باید مکث کنیم. در 90% موارد، نیم مصرع ها سه رکنی هستند. تمام قوانینی که برای مصرع ها صادق است برای نیم مصرع ها هم صادق است. می بینیم که در مثال بالا «هجای کشیده» در پایان نیم مصرع اول به «هجای بلند» تبدیل شده است. به این وزن ها «وزن دُوری» می گویند.

 

 پس وزن شعر باید 2 بار تکرار این نیم مصرع باشد:

_ _ / _ U _ U / _ _ U _

اما می بینیم که این نیم مصرع هم متناوب الارکان و متحدالارکان نیست. پس مجبوریم از مقایسه با یک مصرع دیگر شعر، کمک بگیریم:

چمدانی که منتظر مانده، اتوبوسی که راه می افتد

چ م دا نی ک من ت ظر مان د ، ا ت بو سی ک راه می اف تد

_ _ / _ U _ U / _ _ U U     _ _ / _ U _ U / _ _ U U

(«د» در «مانده» چون هجای کوتاه انتهای نیم مصرع است به هجای بلند تبدیل شده است)

 

با مقایسه ی دو مصرع می فهمیم

که در رکن اول از اختیار استفاده شده و در مصرع «اتفاق است...» در ابتدای هر دو نیم مصرع، دو هجای کوتاه U U به یک هجای بلند و یک هجای کوتاه _ U تبدیل شده است. پس وزن اصلی می شود:

_ _ / _ U _ U / _ _ U U

برای متناوب الارکان بودن باید رکن سوم تکرار رکن اول باشد. یعنی:

_ U U / _ U _ U / _ _ U U

 

پس وزن اصلی شعر را که متناوب الارکان بود به دست آوردیم. با توجه به این نکته که در هر چهار نیم مصرعی که داشتیم در رکن سوم از اختیار «تسکین» استفاده شده و دو هجای کوتاه U U یه یک هجای بلند _ تبدیل شده است.

برای تمرین بیشتر، این شعر را از کتاب «پرنده کوچولو؛ نه پرنده بود! نه کوچولو!» پیدا کنید و کلّ شعر را تقطیع و مقایسه کنید تا وزن های دُوری، ملکه ی ذهنتان بشود.

 

الان بسیاری از اصول شعر را یاد گرفته اید. سعی کنید با غزل های شاعران نئوکلاسیک سرا تمرین کنید. یاد گرفتن این اصول کاری ندارد فقط نکته ی مهم تکرار و تکرار است. در جلسه ی بعدی وزن های دوبیتی و رباعی را خواهیم آموخت.

 

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

**********************************************

7
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ٥ شهریور ۱۳٩٠

 

خب امروز به بیت بعدی غزل حافظ می رسیم:

گر روی پاک و مجرّد چو مسیحا به فلک

گر ر وی پا ک م جر رد چ م سی حا ب ف لک

 _ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U _

 

که با توجه به آنکه خواندیم دو هجای کوتاه پیاپی اول مصرع U U ، قابل تبدیل به _ U است می فهمیم که وزنی که متحدالارکان بوده و وزن اصلی شعر است این است:

_ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U U

 

و اما مصرع بعد:

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو

از چ را غ ت ب خر شید ر سد صد پر تو

_ _ / _ _ U U / _ _ U U / U _ U _

 

در رکن اول که هم U U به _ U تبدیل شده و هم «غ» اشباع شده است. پس می شود:

_ _ / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U U

 

اما می بینیم که کلا تعداد هجاهای حاصل، کمتر از هجاهای وزن اصلی است. هر وقت درست تقطیع کرده بودید اما تعداد هجاها کمتر از وزن اصلی بود مطمئن باشید که از قاعده ای به نام «تسکین» استفاده شده است.

قاعده ی تسکین:

به جز ابتدای مصرع، در تمام جاهای دیگر مصرع، می توان به جای دو هجای کوتاه U U در وزن اصلی، یک هجای بلند _ به کار برد. (در عروض فارسی هیچوقت برعکس این اتفاق ممکن نیست)

 

پس در واقع در اینجا در ابتدای رکن چهارم، هجای بلند به جای دوهجای کوتاه نشسته است.

اگر تسکین در رکن های میانی مصرع اتفاق بیفتد کمی پیدا کردنش سخت می شود. آن وقت باید رکن های دیگر را که مشابه وزن اصلی هستند پیدا کنیم. رکنی که در آن وسط، سه هجایی باقی می ماند رکنی است که در آن از اختیار «تسکین» استفاده شده است.

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

**********************************************

 

 

تمرین:  برای جلسه ی بعدی بیت بعدی همین غزل را تقطیع کنید: «تکیه بر اختر شب...»

الان شما می توانید تقریبا اکثر شعرهای حافظ، سعدی، محمدعلی بهمنی و... را تقطیع کنید.

نکات کوچکی مانده که در جلسه ی بعد می رویم سراغشان.

6
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۱ شهریور ۱۳٩٠

 

احتمالا با تقطیع تمرین این جلسه حسابی گیج شده اید. احتمالا هر کار کرده اید وزن شعر نه متحدالارکان بوده نه متناوب الارکان! ناراحت نباشید... همه چیز زیر سر اختیار شاعری بوده که قرار است در این جلسه آموزش داده شود. اما قبل از پرداختن به آن، با مقایسه ی مصرع ها با هم، اختیاراتی را که قبلا خوانده ایم مرور می کنیم:

 

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

مز ر ع سب ز ف لک دی د م دا س م ه نو

(یادتان باشد که کلماتی مثل «نو» به صورت now تلفظ می شوند و باید دو حرفی به حساب بیایند)

_ U U / U _ U U / _ _ U U / _ U U _

 

نکته: هیچگاه در هیچ وزن فارسی سه هجای کوتاه پیاپی نداریم. اگر در وزنی این موضوع را دیدید (مثل انتهای رکن سوم در مثال بالا) به اختیار شاعری نظیر اشباع شک کنید.

 

یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

(درست خوانی، مهم ترین نکته ی این مصرع است. شعر را با خودتان بلند بخوانید تا بدانید در کجاها «الف» از خوانش حذف می شوند و باید چه جور تقطیع کنید)

یا د مز کش ت ی خی شا م د هن گا م د رو

_ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U _

(می بینید که در این مصرع هم سه هجای کوتاه پشت سر هم نداریم هم رکن های دوم و سوم و چهارم شبیه هم هستند پس این مصرع می تواند به وزن اصلی شعر نزدیک تر باشد)

 

گفتم: ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید

گف ت می بخت ب خس بی دی ی خر شید د مید

(به جز درست خوانی «گفتم ای»، نکته ی مهم این مصرع رسیدن «دی» به مصوت ضمه است که باید کوتاه محسوب شود. دقیقا مثل «بازی ِ»)

_ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U _

(می بینید که این مصرع هم مثل مصرع دوم است و جز رکن اول متحد الارکان است)

 

در مقایسه ی مصرع اول با مصرع های بعدی متوجه می شویم که تفاوت در دو هجای کوتاه و بلند است که در هر دو مورد اختیار اشباع به کار رفته است. هر وقت در مقایسه ی مصرع ها در بعضی هجای کوتاه و در بعضی هجای بلند دیدید به اختیار اشباع مشکوک شوید.

اما چرا وزن اصلی ما ظاهرا متحدالارکان نیست؟ به خاطر این اختیار شاعری:

 

اگر در ابتدای مصرع، دو هجای کوتاه پیاپی U U داشته باشیم می تواند با استفاده از اختیارات به یک بلند و یک کوتاه _ U تبدیل شود.

مثال: هر سه مصرع بالا!

پس وزن اصلی شعر که متحدالارکان است از این قرار است:

_ U U / _ _ U U / _ _ U U / _ _ U U

نکته ی بامزه آن است که در تمامی مصرع های این غزل از این اختیار استفاده شده است! اما با این وجود، اگر باز هم بخواهیم که وزن اصلی شعر را بگوییم وزن بالا را می نویسیم. چون وزن اصلی شعر، حتما باید متحدالارکان یا متناوب الارکان باشد.

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

 

تمرین: برای جلسه ی بعد، بیت سوم همین غزل را تمرین کرده و در خلال آن اختیار شاعری دیگری را یاد خواهیم گرفت. توصیه ام به دوستان این است که فعلا با غزل های حافظ و سعدی تمرین کنند که از اختیارات شاعری کمتری در آنها استفاده شده است.

5
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۳٠ امرداد ۱۳٩٠

بعد از یاد گرفتن مطالب این پست، تقریبا شما به اصول عروض مسلط شده اید و می توانید خیلی از شعرها را بدون هیچ مشکل خاصی تقطیع کنید. می ماند پاره ای اختیارات و استثناءها که به مرور فرا خواهیم گرفت. خیلی خوشحالم وقتی شوق و لطف بسیاری از دوستانم را می بینم که تا همین ماه پیش چیزی از عروض نمی دانستند و امروز به راحتی وزن هر شعری را تشخیص می دهند.

 

در جلسات قبلی 5 مصرع ابتدایی مثنوی معنوی را با هم تقطیع کردیم. امروز نوبت مصرع ششم است:

تا بگویم شرح درد اشتیاق

تا ب گو یم شر ح در د اش تی یاق

_ _ _ / U _ U _ / _ _ U _

 

اما در پست های قبلی یاد گرفتیم که وزن اصلی شعر این است:

_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

 

هجای آخر رکن دوم «د ِ» است و هجای کوتاه انتهای کلمه ی «درد ِ»! پس می تواند به بلند تبدیل شود یعنی:

_ _ _ / _ _ U _ / _ _ U _

اما می بینیم که هنوز هجای دوم رکن سوم با وزن اصلی متفاوت است این به خاطر قانونی است که امروز می خوانیم:

 

اگر هجای بلند «صامت + ای» (مثل پی، شی، یی و...) در میانه ی کلمه به مصوت دیگری برسد همواره هجای کوتاه محسوب می شود.

مثلا گیاه می شود ---> گی یاه U _ U

یادمان باشد که آن «ی» (در «یاه») را برای راحتی تلفظ، اضافه کرده ایم و در واقع «گی» به «آ» رسیده است

مثلا فیوز می شود ---> فی یوز U _ U

در اینجا هم هجای بلند «فی» به مصوت «او» رسیده است

مثلا کلمه ای مثل «اشتیاق» می شود:

اش تی یاق _ U _ U

 

حالا اگر هجای بلند «صامت + ای» (مثل پی، شی، یی و...) در انتهای کلمه به مصوت دیگری برسد در اکثر اوقات هجای کوتاه محسوب می شود.

یعنی ما در موقع تقطیع همواره وقتی مصوت «ای» به مصوت دیگری برسد آن را کوتاه محسوب می کنیم اما اگر این اتفاق در انتهای کلمه باشد گاهی به صورت استثناء و با اختیار شاعری و استفاده از همان مثلث طلایی که جلسه ی قبل گفتیم می توان آن را بلند محسوب کرد.

 

نکته: در مثال های «میانه ی کلمه» دیدید که در اکثر اوقات مثل «سیاست» مصوت «ای» به «آ» می رسد.

در مثال های «انتهای کلمه» خواهید دید که در اکثر اوقات مثل «بازی ِ» مصوت «ای» به «کسره» می رسد.

مثلا ترکیب «بی خوابی ِ مفرط» می شود:

بی خا بی ی ِ مف رط _ _ U U _ _

می بینیم که هجای بلند «بی» به صورت پیش فرض به علت رسیدن به مصوت «کسره»، کوتاه محسوب شده است.

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

 

تمرین: برای جلسه ی بعدی شعر «مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو» «حافظ» را تقطیع کنید. مصرع هایی از آن را که دوستان اشکال داشته باشند در وبلاگ تقطیع خواهیم کرد و در خلال آن یک اختیار شاعری بسیار ساده را یاد خواهیم گرفت.

4
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ۳٠ امرداد ۱۳٩٠

امروز شاید سخت ترین روز آموزش وزن باشد. یعنی چهار، پنج تا نکته ای که تا به امروز خوانده ایم قوانین ثابتی هستند که بعد از چند بار تمرین، ملکه ی ذهن می شوند و فوقش آدم روی کاغذ کوچکی یادداشت می کند و هفته ی اول به آن رجوع می کند. اما قانون امروز، نیاز به یک شناساگر فعال دارد! یعنی هوش و دقت شما هم در گرفتن وزن دارای اهمیت می شود. پس مطلب را با دقت بخوانید و تا جلسه ی بعد حسابی تمرین کنید.

 

قانون امروز: هجای کوتاه آخر کلمه بنا به ضرورت می تواند با شدت خوانده شده و هجای بلند محسوب شود. به این اختیار شاعری «اشباع» می گویند.

مطمئنا کلمات تک هجایی مثل «که»، «به»، «تو» و... چون هجای اول و آخرشان یکیست می توانند هجای آخر محسوب شده و در مواقع ضروری با شدت خوانده شده و هجای بلند محسوب شوند.

 

راه های شناسایی اختیار اشباع:

برای این کار از سه روش استفاده می کنیم که به «مثلث طلایی» معروف است و برای تشخیص همه ی اختیارهای شعری و حتی درست بودن تقطیع، می توان از آنها استفاده کرد:

1- سماعی (گوشی):

با استفاده از شکل خواندن و تاکید و شدتی که در خواندن هجای کوتاه آخر کلمه برای حفظ ریتم و وزن وجود دارد می توان حتی با گوش این موضوع را تشخیص داد.

امروزه که کار از این هم راحت تر شده و شاعران در خیلی از جاهایی که از اشباع استفاده می کنند زیر هجای آخر کلمه «کسره» را می گذارند تا آن شدت را نشان دهند.

2- مقایسه با دیگر ارکان (متناوب و متحدالارکان بودن):

اگر ارکان حاصل از تقطیع، نه متناوب هستند و نه متحد. و بعد با مقایسه ی رکن ها می بینیم که در یکی از آنها به جای هجای بلند، هجای کوتاه داریم! می توانیم شک کنیم که هجای پایانی کلمه بوده و احتمالا از اختیار اشباع استفاده شده و باید آن را چک کنیم.

3- مقایسه با دیگر مصرع های آن شعر:

تمام مصرع های یک شعر باید وزن یکسان داشته باشند. پس اگر یکی فرق داشت و به جای هجای بلند، هجای کوتاه نشسته بود اولین شکی که باید بکنیم استفاده از اختیار «اشباع» است!

 

خب حالا مصرع بعدی مثنوی معنوی را تقطیع می کنیم تا این اختیار را مرور کنیم:

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

 سی ن خا هم شر ح شر ح از ف راق

_ U _ / U _ U _ / _ _ U _

دقت می کنیم که «خواهم» را به شکلی که می خوانیم تقطیع کنیم درضمن هجای کشیده ی انتهای مصرع را هم به بلند تبدیل می کنیم اما هنوز درست درنمی آید و با مصرع های بالایی فرق دارد. اگر یادتان باشد در جلسات قبل، چهار مصرع اول وزنشان این بود:

_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

از مقایسه ی این دو متوجه می شویم که پایینی متحدالارکان و درست به نظر می رسد اما فرق دو وزن، تفاوت یک هجای کوتاه و بلند است. پس شک می کنیم که در بالایی اختیار «اشباع» به کار رفته است. با چک کردن متوجه می شویم که هجای کوتاه پایان کلمه است و از شکّمان اطمینان حاصل کرده و هجای کوتاه را به هجای بلند تبدیل می کنیم.

 

یادمان باشد که برای شناسایی وزن یک مصرع، بهتر است آن را با وزن کلّ شعر مقایسه کنیم نه همان بیت! چون ممکن است آن اختیار در هر دو مصرع یک بیت به کار رفته باشد و مصرع ها با هم تفاوتی نداشته باشند.

برای تمرین این اختیار، این بیت حافظ را هم تقطیع کنید:

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/ کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها؟!

 

در جلسه ی بعد، در ادامه ی بررسی ابیات مثنوی معنوی، مصرع بعدی همین بیت را تقطیع می کنیم تا اختیار شاعری دیگری را یاد بگیریم. خبر خوش آن است که بعد از خواندن اختیار جلسه ی بعد، شما می توانید 95% اشعار فارسی را بی هیچ مشکلی تقطیع کنید. یادتان باشد که زیاد شعر بخوانید، زیاد حفظ کنید و به هر شعری که رسیدید غلط یا درست بنشینید و آن را تقطیع کنید. این راز موفقیت است.

منبع:bahal21.persianblog.ir

3
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ٢٧ امرداد ۱۳٩٠

در این جلسه ابتدا با انجام تمرین جلسه ی قبل، نکاتی را که یاد گرفته ایم مرور می کنیم. قرار است دو بیت اول مثنوی معنوی را با دانسته هایمان تقطیع کنیم و بعد در خلال آن درس های تازه ای بیاموزیم:

 

بشنو از نی چون حکایت می کند

بش ن از نی چن ح کا یت می ک ند

_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

همانجور که خوانده بودیم چهارتا چهارتا جدا کردیم و سه رکن ایجاد شد.

 

از جدایی ها شکایت می کند

از ج دا یی ها ش کا یت می ک ند

_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

 

کز نیستان تا مرا ببریده اند

کز ن یس تان تا م را بب ری د اند

_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

می بینید که باید به آن نکته ی طلایی دقت کرد. یعنی خوانش درست شعر! مثلا «که از» را همیشه «کز» می خوانیم یا می گوییم «بب ری ده» یعنی «ب» دوم را با علامت ساکن می خوانیم. البته در شعر معاصر مشکلات اینجوری خیلی کمتر است.

و همچنین در انتهای مصرع هم، هجای کشیده بوده که هجای کوتاه انتهایی را طبق قانون جلسه ی قبل حذف کرده ایم.

 

از نفیرم مرد و زن نالیده اند

از ن فی رم مر د زن نا لی د اند

_ U _ / _ _ U _ / _ _ U _

در اینجا هم دقت می کنید که در فارسی «و» را ضمه تلفظ می کنیم و در تقطیع می خوانیم: «مر دُ زن»

 

خب حالا متوجه شده اید که هجاهای مصرع های تولید شده، دقیقا یکی هستند! پس به یک قانون می رسیم:

وزن همه ی مصرع های یک شعر، دقیقا یکی است!

پس مثلا اگر شاهنامه 50 هزار بیت هم باشد وزن صد هزار مصرعش باید دقیقا یکی باشد!

 

یک نکته ی جذاب تر آن است که ارکان یک مصرع هم، شبیه هم هستند! و آخرین رکن هم که در این شعر مثل بقیه نیست در واقع همان رکن اول و دوم است که نصفه مانده و اگر ادامه اش دهیم مثل رکن های قبلی می شود.

رکن تکراری در اینجا این است: _ U _ _

در واقع باید گفت که تمامی وزن های شعر فارسی دو حالت دارند:

1- متحد الارکان: تمامی ارکان مصرع، مثل هم هستند

مثلا همین شعر مولوی که در بالا تقطیع کردیم (نیمه تمام بودن رکن آخر مهم نیست)

2- متناوب الارکان: ارکان مصرع، یکی در میان شبیه هم هستند

مثلا وزن این مصرع:

تنها نگاه پشت سری ماند رو به ما (شاعر: سعید آرمات)

_ U / _ U _ _ / U U _ U / _ U _ _

می بینیم که رکن اول و سوم شبیه هم هستند و رکن دوم و چهارم هم شبیه هم (البته رکن چهارم نیمه کاره مانده)

در واقع اگر شعری گفتید که ارکان آن نه متحدالارکان بودند و نه متناوب الارکان! پس این شعر شما وزن غیرعروضی دارد و اصلا گوش نواز نیست. حتی تمامی وزن هایی که «سیمین بهبهانی» در سال های اخیر ساخته همگی از این قانون پیروی می کنند.

 

اما یک نکته ی آخر که خیلی ها را دچار مشکل کرده بود:

«آ»ی باکلاه اگرچه ظاهرا یک حرفی است اما در واقع همزه ای است که مصوت بلند «ا» دارد. در واقع ما کلاه آن را هم یک حرف محسوب می کنیم.

پس «آ» دو حرفی بوده و هجای بلند است.

مثال: آتش _ _

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

 

تمرین:برای جلسه ی بعد، بیت سوم و چهارم مثنوی معنوی را تقطیع خواهیم کرد و درس جدیدی را خواهیم آموخت. از این به بعد هر مصرعی را که تقطیع می کنید متناوب یا متحد بودن آن را هم مشخص کنید. درضمن با بقیه ی مصرع های آن شعر هم مقایسه کرده و همانندی آنها را بسنجید.

2
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ٢٧ امرداد ۱۳٩٠

اولین نکته ی جلسه ی دوم این است که جز دو مورد استثناء، ما همیشه این هجاهای کوتاه و بلند را که حاصل تقطیع هستند «چهارتا چهارتا» جدا می کنیم و به هر چهارتایی یک رکن می گوییم. پس وقتی می گویند ارکان عروضی همین «چهار تا هجاها» را می گویند.

 

اما مهم ترین استثنای این جلسه آن است که وقتی هجای کشیده ای (سه حرفی) داشته باشیم که از «صامت» (حروف الفبا) + مصوت بلند (ا، ای، او) و «ن» تشکیل شده باشد استثنائا به هجای بلند تبدیل می شود.

خب این که خیلی سخت شد به زبان ساده اش اگر هجایی اینجوری بود: جان جین جون، دان دین دون، سان سین سون، کان کین...

مثلا طبق آموخته های جلسه اول «باران» می شود: با ران یعنی _ _ U

اما طبق استثنایی که این جلسه خوانده ایم «ران» هجای بلند محسوب شده و «باران» می شود: _ _

 

در انتهای مصرع ها و نیم مصرع ها (تعریف نیم مصرع را بعدا خواهیم خواند فعلا با آن کاری نداشته باشید) ممکن است سه حالت اتفاق بیفتد:

1- مثلا «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند» هجای آخر می شود «دند» که هجای کشیده بوده و می شود: _ U

2- مثلا «سالها پیروی مذهب رندان کردم» هجای آخر می شود «دم» که هجای بلند بوده و می شود: _

3- مثلا «من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانه؟!» هجای آخر می شود «ن ِ» که هجای کوتاه بوده و می شود: U

هجاهای کشیده و بلند در انتهای مصرع بیشترند و کمتر به هجای کوتاه برمی خوریم ولی نکته در اینجاست که هر سه مورد هر هجایی داشته باشیم به هجای بلند تبدیل می شود!!

یعنی «زدند» را در انتهای مصرع می نویسیم: U _ (هجای کوتاه پایانی حذف می شود)

یعنی «کردم» را در انتهای مصرع می نویسیم: _ _

یعنی «خانه» را در انتهای مصرع می نویسیم: _ _

یادمان باشد که این اتفاق ها فقط در آخر مصرع می افتد!

منبع:bahal21.persianblog.ir

 

تمرین:حالا با دانسته های جلسه ی اول و دو استثنایی که در این جلسه آموخته ایم ده مصرع (پنج بیت) ابتدایی مثنوی معنوی را تقطیع کنید و به شیوه ای که اول پست گفتم هجاهای کوتاه و بلند ایجاد شده را چهارتا چهار تا جدا کنید. جلسه ی بعد هم استثنای جدیدی را خواهیم آموخت و هم این تمرین را مرور خواهیم کرد

1
نویسنده: یانه سری(آتیشپاره) - ٢٧ امرداد ۱۳٩٠

 یادتان باشد که راز موفقیت شما شعر خواندن زیاد و حفظ کردن و تمرین آموخته هاست:

 

هر شعری که گفتید را در اولین مرحله تقطیع کنید. یعنی چی؟ یعنی بخش بخش بخوانید و آن بخش ها را زیر مصرع های شعر بنویسید. یادتان باشد که کلمات را آنگونه که می خوانیم تقطیع کنید نه آنگونه که می نویسیم.

مثلا «خواهر به مکّه رفته» می شود: «خا هر ب مک ک رف ت».

این موضوع یکی از اصولی ترین چیزهایی ست که باید همیشه یادتان باشد. حالا به هر کدام از این بخش ها یک «هجا» می گوییم که سه حالت دارد:

1- یک حرفی: که به آن هجای کوتاه می گویند مثلا: تَ تِ تُ

2- دو حرفی: که به آن هجای بلند می گویند مثلا: ما می مو در بز هم سد

3- سه حرفی و بیشتر: که به آن هجای کشیده می گویند مثلا: است، باز، ایست، پودر، سارتر

علامت هجای کوتاه: U     علامت هجای بلند: _      علامت هجای کشیده: _U

مثال: توانا بُوَد هر که دانا بُوَد

ت وا نا ب ود هر ک دا نا ب ود

_U_ _U_ _U_ _U

 

منبع:bahal21.persianblog.ir

 

تمرین:فعلا به هر شعری که رسیدید بدون توجه به اختیارات شعری و درست و غلط بودن، این روش را امتحان کنید تا فردا با جزئیات عروض و قافیه آشنا شویم. چیزی که امروز آموختیم پایه و اصل یادگیری وزن بود.

کدهای اضافی کاربر :